انسانم آرزوست

...................
از: حسن سلامی (قلمرو سعدی)
مقدمه:
به جامعه یی که در آن زندگی می کنیم بنگریم ، جامعه یی که دچار فقر اقتصادی و از آن مهم تر فقر معنوی و اخلاقی است. بنگریم به کشور و جامعه یی که برخی از مردم و مسوولان آن به دروغ، خرافات و تخیلات پناه برده اند و بعضی از مقامات اجرایی نیز که خود این گونه اند از این وضع سوء استفاده می کنند.
دروغ گویی و خرافه پرستی مسوولان قوه ی مجریه منبع بسیاری از نابسامانی ها و بدبختی های ما است اما وضع موجود می تواند تغییر کند. در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری هستیم و به نظر بنده ی کمترین، و بنا به دلایل زیر، "میرحسین موسوی" بهتر می تواند این وضع را "تغییر" دهد.
متن:
یک – میرحسین روحیه ی ریا و دروغ گویی، غم پرستی و قضا و قدری، باطل نمایی حق و حق نمایی باطل، خودآزاری و دیگر آزاری ، توسل به خشونت، پرونده سازی برای رقیبان و منتقدان ، دین دکانی و تملق و چاپلوسی ندارد. در جدال با مدعی از بی مرامی و شیوه های ناجوانمردانه بهره نمی گیرد، پوستین عوام نمی پوشد و برای به دست آوردن رای و رسیدن به کرسی ریاست، مردم را فریب نمی دهد.
از نگاه او راه اداره ی کشور و جامعه، عقل جمعی و نظام شورایی و جریان آزاد و شفاف اطلاع رسانی و شایسته سالاری و استفاده از توانایی علمی صاحبنظران است. با هرنوع استبداد بویژه استبداد دینی و ایجاد محدودیت برای منتقدان و فرهنگیان مخالف است. از دیدگاه او، در برابر قانون ، همه ی اقلیت ها و اهل سنت و شیعه و "سید قرشی و سیاه حبشی" برابرند. او یک وطن پرست واقعی است.
میرحسین نه به عقل شرعی که به شریعت عقلانی اعتقاد دارد. او از جهان کهنه بریده و به دنیای مدرن پیوسته است در عین حال بیراهه های تجدد را هم می شناسد. او معتقد است که عقلانیت و آزادی و آگاهی عمومی و ملی، اساسی ترین عامل تحول جامعه و پیشرفت کشور است. "میر" به اصلاحات و اصل اصلاح ساختارها و نهادها و برنامه ی "دولت فرهنگی و فرهنگ غیردولتی" پایبند است.
دوم – میرحسین موسوی برخلاف شخصی که اکنون در راس قوه ی مجریه است و هدفش نجات جهان و مدیریت جهان است، هدفش نجات ایران است. وااسفا بر مسوولان و پیشوایانی که هدفشان نجات جهان باشد زیرا نجات جهان در این دوران به فنای خود ایران منجر می شود. میر، هشت سال در حساس ترین دوره ی کشور یعنی سال های 60 تا 68 جنگ و دولت را اداره کرد و ایران را از خطر تجزیه و تجاوز بعثی ها نجات داد.
او آن "جنگ با افتخار" را با افتخار اداره کرد و به اذعان صاحبنظران و استادان دانشگاه، لیاقت و مدیریت خویش را به اثبات رساند. میر، اکنون با "برنامه" و نه شعار آمده است، مرگ بر هرچه شعار است! برنامه ی او "دولت امید برای آینده ی بهتر" در قالب کتاب چاپ و از امروز در سطح کشور توزیع شده است. او با مشکلات جامعه اعم از فقر و تورم و گرانی و رکود و بیکاری واعتیاد و فساد و نابرابری آشنا است و برای حل این معضلات، طرح و برنامه دارد.
سوم – میرحسین شیفته ی حق و عدالت و آزادی است. او خویشتن را به این راضی کرده که باید منحصرا بخاطر حق و عدالت و آزادی، زندگی و مبارزه کرد. باور دارد که عدالت و آزادی سیاسی و اجتماعی حق مردم است نه هدیه ی دولت و جامعه بدون این اصول و ارزش ها، می میرد. او معتقد است که در چهار سال گذشته و در اداره جامعه به این ارزش ها و اصول بخصوص اصل و ارزش عدالت بی اعتنایی و جفا شده است. عدالت صنفی و حزبی و گداپروری و صدقه و انفاق و پول پاشی و تحقیر شهروندان، جای قسط وعدالت اجتماعی فراگیر را گرفته است.
چهارم – میرحسین، بیست سال پیش و پس از رحلت امام از حوزه ی حکومتی جدا شد و به اردوگاه هنر و روشنفکری دینی و اصلاح طلبی روی آورد. او پس از قطع رابطه با پست وعنوان و مقام و قدرت و پس از بریدن از هر نوع سازشکاری و فرصت طلبی و از هر نوع سازگاری با صاحبان تزویر، اکنون سالم و"انسان" باقی مانده است. در واقع او که مورد تایید امام بود پس از درگذشت ایشان، قدرت را از آن جهت ترک گفت و منتقد وضع موجود شد که شکافی بین "فعل و قول" افراد جدید در حاکمیت، مشاهده کرد. در عین حال با روی کار آمدن سید محمد خاتمی، مسوولیت مشاور عالی وی را بعهده گرفت و هیچ گاه از حرکت و فعالیت مدنی باز نماند.
میر، سال ها ، مشاهده و تامل و تحمل و نظارت و تدبر کرده و تقوا و متانت و وقار و جسارت و قدرت تفکر و استدلال و بزرگ منشی و صفای بی آلایش او نیز از این بابت است. وقتی برای نخستین بار او را در تابستان 1382 در بیروت دیدم و شناختم از آن پس همواره احترام فوق العاده یی برایش قایل بوده وهستم. میر، برای دیدن و بررسی آثار باستانی و تاریخی لبنان از جمله "معابد بعلبک" به این کشور آمده بود.
نتیجه:
میرحسین، بار دیگر جان به مهلکه ی "سیاست در ایران " انداخته و نامزد انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری شده و توانسته است "موج سبز" ایجاد کند.او که مطابق نتایج نظرسنجی ها، پیشتاز رقیبان است از همه ی ما بویژه جوانان، درخواست کمک و یاری نموده است. بنا به دلایل بالا، رای من به "میر" است و از همه ی خوانندگان ارجمند این پست و "قلمرو سعدی" و نیز دوستانم می خواهم که به او رای دهند. تا که قبول افتد و که معتقد آید.








